شکلات شور
صلت قصیده بودن تو مرا آواره آسمان کرد،غزل
نمی دانم فیس بوک باعثش است یا فیلترشدن های همه چیزمان اما اینجا دیگر صفایی ندارد و من می گویم امروز: اینجا بدون من... /////////////// اضافه نوشت: دیروز یعنی 10اردیبهشت در یک تصادف وحشتناک فقط جون سالم به در بردم...انگار کلن قراره از دنیا هم برم سلام اومدم درباره یه فیلم بگم به نام خدمتکار دیشب این فیلم رو دیدم.با اینکه موضوع کلیشه ای سیاه و سفید و تقابل اون رو در دهه شصت آمریکا به تصویر می کشه اما به شدت متفاوته . یکی از جهت اینکه آدمهای این فیلم مالکوم ایکسهای غلو شده نیستند و دیگری رنگ و لعاب فرم فیلم هست که بدجوری همه جا مبهوتت می کنه.و چقدر تیت تیلور باهوش در این رنگ و لعاب تماشاچی رو غرق داستانی می کنه که اتفاقا در مورد رنگ ادمهاست. این بار منجی بودن یه سفیدپوست هم برعکس همه این دست فیلمها توی ذوق نمی زنه. اگر این فیلمو ندیدین توصیه می کنم ببینین.هم وقت طولانیش خسته تون نمی کنه هم اگر آدم احساسیی باشید مثل من قلقلک می شید تا یکم اشک هم بریزید. چشم تو را هدف گرفته ام 90/12/1
که ترانه ی لبت واژگونم می کند به یک نگاه بی پرسش
میان هر هورت آب پرتقال
و گاهی مصرعی از کیک شکلاتی
وقتی برایم خاطره که نه ترانه می گویی
رها می شوم در مردمک ژرف چشمانت و فقط می شنوم و نمی فهمم
و تو می گویی و من که مبهوتم
کاش آب پرتقال همیشگی می شد
کیک شکلاتی تکثیر پذیر بود
که همیشه ترانه می گفتی
که همیشه میخ می شدم به تو
و همیشه در زمان نابود می شد که نباشد هیچ وقت...
| Design By : Night Melody |




