تبليغاتX
شکلات شور

شکلات شور

مرگ و زندگی...با هم



به کبوتر سپرده ام

 


               که هنگام مرگ من

 


از تل خاک شور در انتظارم

 


ذره ای کف دستت گذارد

 

 

                           تا برای ابد؛

 


نمک گیر قلب بی انتهایم

 


                                      باقی بمانی...




پ ن1:این یه سپیده از خودم...نقش وصیتم رو ایفا می کنه
پ ن2:ای کبوتر نامه بر یک بار هم اون واسم نمک گیر کن
پ ن3:خداییش نمک گیر شو!!!!!!!
پ ن4:خوشکل گفتم نه؟؟؟اما یه کم دیره!!!!
پ ن5:اگر کبوتر هم بعد از من مرد،تکلیف چیست؟؟؟؟!!!!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 20:5 توسط شکلات شور |



می خوام تموم دنیا رو پر از هوای تو کنم

اگه که دنیا سیر نشد،ترانه هامو نو کنم


می خوام بیام بدزدمت تا تو بشی همسفرم

دزدیدن تو آرزوم،نگی که از تو می گذرم


می خوام طلسمو بشکنم،بشم نماد عاشقی

اگه بگی دوسم داری بشم به رنگ رازقی


می خوام تو باشی همدمم تو لحظه های بی کسی

اگه یه روزی دنیا مرد نباشه جز تو نفسی


می خوام بگم دوست دارم،تنها دلیل موندنم

اگه بگی نمی مونم،منم به فکر مردنم



پ ن:این واسه دلمه...تازه تازه است پر از احتیاج!

پ ن2:کاش آسمون مهتابی بود.....


+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 23:15 توسط شکلات شور |






 

 

اگه این آخر خطه،پس بذار حرف بزنم

بت بگم جون منی،چرا رفتی از تنم


 

اگه این آخر خطه،پس بذار صدات کنم

بت بگم مال منی،من چطو رهات کنم


 

تو بگو آخر خط،توش چه رمز و رازیه

که همه ش میخوای بری،شایدم اینم بازیه


 

من بهت بگم هنوز،داره قلبم می زنه

دوست داری برو ولی،این دیگه بخت منه


 

سکه ها رو ریختمو،شانس من شد پر خط

اینه سرنوشت من،نقطه هامون سر خط



(87/3/13)شیراز من



+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:1 توسط شکلات شور |








خوابیده بودم،دم غروب بود...

اشکهایی بی معنی بر گونه ام می رویید ...

فنجان قهوه ام هنوز پر از فال

کنارم قطرات سرد عرق خواب بی موقع یا...شرم!

 


خوابیده بودم،پشت پنجره تنهایی اطاق بی دلیلم

پشت هزار توی باغ آبادی بابا...پشت نسترنهای

حالا دیگر، نی نسترن...

 


خوابیده بودم...خالی از هر چرایی که تسکینم کند

در این کارزار بی پاسخی ابرهای دیدگانم

 


خوابیده بودم و خوابیدم و... دیگر بیدار نخواهم شد

باغ چه خشک است،شاپرک!

می خوابم...برای پرسش دانای باران...

که پشت باغ می بارد...

 

 

  


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 21:5 توسط شکلات شور |